عکسهای بسیار زیبا از شالیزارهای مازندران

شالیكاری در استان مازندران
ادامه نوشته

ستارگان جهان کارتون

جام جم آنلاين: فيلم هاي كارتون همواره براي كودكان جالب و جذاب بوده و حتي بازيگوش ترين بچه ها نيز هنگام تماشاي كارتون هاي زيبا آرام و ساكت مي نشينند. اما فيلم هاي كارتون تنها براي كودكان جالب نيستند بلكه بسياري از بزرگترها نيز با لذت و حتي براي چندين بار كارتون هاي مورد علاقه يا كارتون هاي دوران كودكي خود را تماشا مي كنند. برخي از ستارگان فيلم هاي كارتون به ويژه شخصيت هايي كارتوني كه حيوانات در نقش آنها بوده اند از ستارگان واقعي سينما محبوب تر هستند. در اين گزارش ده فيلم كارتوني و ستارگان اصلي آنها را انتخاب كرده ايم كه 5 فيلم كارتون اولي مربوط به كودكان سال هاي دور گذشته و 5 كارتون دوم مربوط به كودكان سال هاي اخير هستند. نگاهي كوتاه به ستارگان جهان كارتون.  . منبع : سينما مگزين. گزارش : بهرام افتخاري.
 
تصوير كارتون خاطره‌انگيز قصه جنگل. موگلي پسر بچه كوچك و خطراتي كه او را از ناحيه شيرخان تهديد مي‌كردند و بالو خرس مهربان كه دوست و همراه او بود البته باگيرا پلنگ سياه را نبايد فراموش كرد.
ادامه نوشته

همه چیز در مورد ایرج میرزا

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

ایرج میرزا (زادهٔ ۱۲۹۱ه. ق. / ۱۸۷۴ در شهر تبریز - درگذشتهٔ ۱۳۰۳ خورشیدی/ ۱۹۲۴) ملقب به «جلال‌الممالک» و فخرالشعرا، شاعر ایرانی اواخر دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی بود.

زندگی

او فرزند صدرالشعرا غلام‌حسین میرزا قاجار و از طریق پدر بزرگش ملک ایرج بن فتحعلی شاه، نتیجه فتحعلی شاه قاجار بود. در فارسی و عربی و فرانسوی مهارت داشت و روسی و ترکی نیز می‌دانست و خط را خوب می‌نوشت. تحصیلاتش در مدرسه دارالفنون تبریز صورت گرفت و در نوزده‌سالگی هنگام ولیعهدی مظفر الدین میرزای قاجار لقب «ایرج بن صدرالشعرا» یافت. لیکن بزودی از شاعری دربار کناره گرفت و به مشاغل دولتی مختلفی پرداخت که از میان آنان کار در وزارت فرهنگ (معارف آن‌زمان) بود.

شعر ایرج به خاطر طنز سنگین، و در برداشتن نکاتی که در عرف جامعه بعضاً غیراخلاقی تلقی می‌شود معروف است. سبک شعری او ساده و روان و دربرگیرنده واژگان و گفتارهای عامیانه‌ و رکیک است. شعر "داشت عباسقلی خان پسری..." از ایرج میرزا را نخستین شعر با ادبیات کودک در فارسی می‌دانند.

 افکار و اشعار

وی پس از مدتی سبک قدیم را که در آن توانا بود رها کرد و خود سبکی ویژه پدید آورد. درین سبک اندیشه‌های نو و مضامینی که گاه از ادبیات خارجی اقتباس شده و گاه مخلوق اندیشه شاعر است و نیز مسایل گوناگون اجتماعی و هزلیات و شوخیهای نیش دار و ریشخندها و تمثیلاتی که شاعر از غالب آنها نتایج اجتماعی را در نظر دارد بزبانی بسیار ساده و گاه نزدیک بزبان مخاطب و همراه با الفاظ جنسی بیان شده‌است

 

ایرج منتقد اوضاع جامعه سنتی و مذهب‌زده زمان خویش بود و به مانند میرزاده عشقی موضع سختی در برابر حجاب و برخی از روحانیون داشته‌است. این موضع را می‌توان به راحتی در قطعه کاروانسرا مشاهده نمود. این شاعر همچنین غزل معروفی در هجو شیخ فضل الله نوری دارد.


در سردر کاروانسرایی
تصویر زنی به گچ کشیدند
ارباب عمایم این خبر را
از مخبر صادقی شنیدند
گفتند که وا شریعتا، خلق
روی زن بی نقاب دیدند
آسیمه سر از درون مسجد
تا سردر آن سرا دویدند
ایمان و امان به سرعت برق
می‌رفت که مومنین رسیدند
این آب آورد و آن یکی خاک
یک پیچه ز گل بر او بریدند
ناموس به باد رفته‌ای را
با یک دو سه مشت گل خریدند
چون شرع نبی از این خطر جست
رفتند و به خانه آرمیدند
غفلت شده بود و خلق وحشی
چون شیر درنده می‌جهیدند
بی پیچه زن گشاده رو را
پاچین عفاف می دریدند
لبهای قشنگ خوشگلش را
مانند نبات می مکیدند
بالجمله تمام مردم شهر
در بحر گناه می تپیدند
درهای بهشت بسته می‌شد
مردم همه می‌جهنمیدند
می گشت قیامت آشکارا
یکباره به صور می دمیدند
طیر از وکرات و وحش از جحر
انجم ز سپهرمی رمیدند
این است که پیش خالق و خلق
طلاب علوم رو سفیدند
با این علما هنوز مردم
از رونق ملک ناامیدند

 

 

مرگ

ایرج میرزا در پی یک سکته قلبی در منزل اسعدالملوک هرمزی (همسر حاج هرمزخان مترجم دکتر میلسپو) واقع در خیابان ایران (عین‌الدوله)، پهلوی بازارچه سقاباشی درگذشت.

 آرامگاه ایرج میرزا در گورستان ظهیرالدوله در دربند بین امامزاده قاسم و تجریش شمیران قرار دارد.

 آثار

  • دیوان اشعار
  • مثنوی های زهره و منوچهر (ناتمام)
  • مثنوی عارف نامه
  • ادبیات ایرج
  • ترجمه «رومئو و ژولیت»

نکته

بولواری در مشهد به نام ایرج میرزا نام‌گذاری شده‌بود که در سال ۱۳۸۸ نام آن به جلال آل احمد تغییر یافت. شهردری مشهد با نصب تابلویی در این خیابان دلایل این تغییر نام را چنین ذکر کرد: «ایرج میرزا دارای ادبیات مستهجن و پورنوگرافی بوده و لبه تیز اشعارش متوجه ارزش‌های دینی به خصوص نماز بوده و در جهت نازل کردن مقام روحانیت اقدام می‌کرده‌است. !!!!!!!!!!!

 

تولد ۱۲۹۱ قمری
۱۸۷۴
تبریز
مرگ ۲۷ شعبان ۱۳۴۳ قمری
اسفند ۱۳۰۴
۱۹۲۴
خیابان ایران (عین‌الدوله)، خیابان پهلوی
بازارچه سقاباشی تهران
سکته قلبی
آرامگاه گورستان ظهیرالدوله، شمیران
لقب‌ها جلال‌الممالک، فخرالشعرا
زمینه فعالیت شاعر، سبک هزلیات
ملیت ایرانی
فرزندان جعفرقلی میرزا ، خسرومیرزا ، ربابه
والدین غلام‌حسین میرزا قاجار

پیدایش قلیان و چپق در ایران ( قلیانی ها بخوانند و بدانند )


نظری به پیدایش قلیان و چپق در ایران (+عکس)

آنها «دیدند بومیها لوله ای از برگ خشك گیاهی كه به هم پیچیده اند در دست دارند، شبیه به لوله آتش بازی كه اطفال در عید بازی می‌كنند. یك سر آنرا آتش زده، و سر دیگر را می‌مكند، و دود آنرا...
  
چگونه ذوق ایرانی بكار بردن دخانیات را با زیبائی و هنر می‌آمیزد.
از ویژگیهای زندگی ایرانی، آمیختگی شدید هنر با زندگی روزمره است. هیچ امری از امور زندگی مادی ما، از آمیختگی با هنر عاری نیست. اما چشم‌های ما آنچنان با این زندگی خو گرفته، كه اغلب زیبائی‌های آنرا كمتر درك می‌كنیم، و گاهی درك بهتر آن محتاج بدقت و تیزبینی، و احتمالاً یادآوری است. ویژگی دیگری كه باید از آن سخن گفت، دگرگون كردن، و برنگ ایرانی در آوردن آداب و رسومی ‌است كه گاه و بی‌گاه ما از دیگران اقتباس كرده‌ایم.
به شهادت تاریخ، سنن غیر ایرانی كه به ایران وارد شده، یا احتمالاً تحمیل گردیده، پس از مدتی آنچنان رنگ ایرانی به خود گرفته، كه صاحبان اصلی آن، توانائی شناختن آنرا نداشته اند. زیرا ایرانی آنرا مطابق ذوق لطیف خود دگرگون ساخته است. این دگرگونی بیشتر در نتیجه ذوق زیباپسند ایرانیان بوده، كه همیشه و در همه حال زندگی را با هنر آمیخته اند.
از مواردی كه می‌توان بر این موضوع شاهد آورد دخانیات، یعنی توتون و تنباكو، و روش دود كردن آن است.
برای درك بهتر دگرگونی و آمیختگی امر بكار بردن دخانیات، با زیبائی و هنر، بد نیست كه چند قرن به عقب برگردیم، تا بدانیم كه، توتون و تنباكو از كجا وارد تمدن بشر گردیده، و چگونه راه خود را باز و طی كرده است.
 
ادامه نوشته

بی بی سی از نگاه دکتر گرانمایه پور

دکتر علی گرانمایه‌پور



«لنین» در نوشتهها و سخنرانیهای خود قبل از شکلگیری انقلاب کمونیستی 1917 میگفت: «به من یک کاغذ و قلم با یک چاپخانه بدهید تا یک حکوم را سرنگون کنم». دو دهه بعد هیتلر در آلمان با سوء استفاده از تأثیر مطبوعات زمینه شکلگیری روانی جنگ دوم جهانی را فراهم آورد و در طول جنگ دوم نیز گوبلز وزیر تبلیغات وی با استفاده از قدرت رادیو در بسیج و تهییج افکار عمومی داخلی و خارجی توانست در ایام جنگ، عملیات روانی را بر علیه متفقین به ویژه انگلیس ساماندهی کند

ارتش آلمان با استفاده پرقدرت از رادیو و روزنامهها توانست در طول جنگ جهانی دوم چند کشور اروپایی را بدون نبرد زمینی تصرف کند و در این میان مقابله با رادیو B.B.C و خنثیسازی اثر آن در دستور کار گوبلز بود

البته این رادیو بعدها توانست با استفاده از (هارولد لاسول، پل لازاراسفلد و سایر متخصصان علوم روانشناسی و ارتباطات) و با تشکیل دفتر تبلیغات جنگی در رادیو لندن تکنیکهایی را برای خنثیسازی تبلیغات جنگی و روانی آلمانها ابداع کند که همین تکنیکها کولهباری از تجربه برای انگلیسها به دنبال داشت و توانست به ابزاری کارآمد برای انگلیسها تبدیل شود. بنگاه سخنپراکنی دولتی انگلیس پس از جنگ دوم جهان بدون اغراق با استفاده از اصول خبری متفاوت با سایر رقبای خبری خود توانسته اعتمادی نسبی در خاورمیانه کسب کند

پس از جنگ دوم جهانی و ظهور تلویزیون، شبکه تلویزیون B.B.C تأسیس و شبکه خبری بینالمللی آن در دهههای بعد به صورت شبکه خبری ماهوارهای نقش به سزایی در تحولات خبری خاورمیانه داشته است. اوج بهکارگیری تکنیکهای خبری پیچیده به همراه عملیات روانی در جنگ دوم خلیج فارس و نبرد ائتلاف بر علیه صدام شکل گرفت

در طول جنگ دوم خلیج فارس، شبکه خبری ماهوارهای B.B.C با استفاده از تکنیکهای خبری سعی داشت در عین دستیابی به اهداف عملیات روانی بر علیه باقیمانده سیستم رسانهای متلاشیشده صدام، اصل صداقت در انعکاس اخبار را هم رعایت کند به نحوی که در روز سوم یا چهارم جنگ هنگامی که به اشتباه خبر از سقوط شهر «امالقصر»‌ داد تا پاسی از شب به دفعات مجری خبر با زیرنویسهای اخبار از بینندگان به خاطر این خبر اشتباه عذرخواهی کرد

حال چندروزی است که شبکه خبری تلویزیونی فارسیزبان B.B.C به جمع شبکههای فارسیزبان خارج از کشور پیوسته و محتوایی که در این چند روز ارائه کرده خبر از این میدهد که B.B.C فارسی متفاوتتر از سایر شبکههای خبری مانند VOA و با مطالعهوارد این عرصه شده است دلیل اصلی مقایسه این دو شبکه اتخاذ سیاستهای بعضاًواحد در انعکاس اخبار بینالمللی و مربوط به ایران است. ایران پس از جنگ دوم خلیج فارس و پس از طرح موضوع انرژی اتمی در سر خط اخبار این دو شبکه قرار گرفته و شبکه VOA فارسی به ویژه در طول دو سال گذشته سعی کرده از تکنیکهای متفاوتتری برای طرح مسائل و مشکلات داخلی و خارجی ایران استفاده کند، البته از جمله نقاط ضعف VOA در برقراری ارتباط با مخاطبان ایرانی (در ایران نه خارج) اغلب کم اطلاعی از برخی مسائل و مشکلات لایهها و طبقات اجتماعی ایران. سوژهیابی، استفاده از برخی برنامهها که مخاطب خاص دارد. طولانی شدن برخی از برنامهها و از همه مهمتر اینکه به عنوان پاشنه آشیل این شبکه مطرح است گفت‌وگوی زندی با برخی از مخاطبان ایرانی (از ایران و سراسر جهان) است که گاهی با مطرح کردن موضوعات غیرمرتبط (پارازیت) سبب برهم زدن فضای گفت‌وگوی خبری یا تفسیر کارشناسان این شبکه میشوند عدم تسلط برخی از مجریان خبر این شبکه به زبان فارسی و تپقهای آنان و گاهی تلفظ غلط بعضی از واژهها با لهجه انگلیسی نشان از دور بودن آن‌ها از فضای زبان فارسی است

اما از سوی دیگر این شبکه سعی داشته با استفاده از تکنیک برجستهسازی و ارتباط تلفنی با برخی از شخصیتهای سیاسی و اجتماعی مطرح در حوادث ایران به نحوی سیستم اطلاعرسانی ایران را به چالش بکشد. این شبکه با ظرافت تمام با دعوت از کارشناسان و چهرههای مطرح یا نیمهمطرح اپوزیسیون خارج از کشور به نحوی حرف خود را از زبان آنان مطرح و در هنگام اوجگیری بحث با زیرنویسی فارسی اعلام میدارد «گفتههای مهمانان و کارشناسان نظرات شخصی آنان است و این به معنی دیدگاه صدای آمریکا نیست». 

همه این اندوختههای شبکه فارسی زبان صدای آمریکا سبب شده تا B.B.C فارسی احتمالاً با بهرهگیری از آن و تجربیات سایر شبکههای فارسی مشابه سعی کند که متفاوت ظاهر شود

در روزهای اول B.B.C از انجام دو نظرسنجی تلفنی از ایرانیها (در مورد مهمترین مشکلات مردم و نگرش ایرانیها و مردم جهان نسبت به موقعیت جانی کشورمان) خبر دادند که در آن سعی شده بود با مهارت تمام و به طور غیرمستقیم مشکلات ایران از زبان مردم مجدداً مطرح شود همچنین از چهرههای مهم و مطرح مطبوعاتی همچون مسعود بهنود، سردبیر سایت اینترنتی B.B.C استفاده کرد تا به نحوی بتواند با بخشی از افکار عمومی ایران ارتباط برقرار کند از مهمترین ویژگیهای B.B.C فارسی در این دوره میتوان به موارد زیر اشاره کرد

- استفاده از گرافیک خبری؛رنگ و طرح دکور و نماهنگ «بیبیسی» انگلیسی 

- ترجمه و زیرنویس فارسی تمامی گفت‌وگوها به منظور اعتباربخشی به مصاحبهها و گفت‌وگوها (کاری که صدای آمریکا از آن غافل است)

استفاده از چهرهها و نژادهای مختلف ایران برای تنوع بخشیدن به چهره مجریهای خبر و برنامههای خبری (به تقلید از بیبیسی انگلیسی)

- گریم چهره و آرایش مجریان براساس فضای استودیو برخلاف صدای آمریکا

- در برخی بخشهای خبری یا تبلیغات خبری سعی شده چهرههایی که از بانوان به عنوان مصاحبه شونده، کارشناس و ... نشان داده میشود عمدتاً با حجاب باشد

- تسلط کامل مجریان به اصول اجرای گزارش زنده (روخوانی خبر از دستگاه مونوکیو و تکلم زبان فارسی)

- غلبه خبرنگاران فارسی زبان ایرانی بر غیرایرانی (متفاوت با صدای آمریکا)

- ارتباط بصری گرافیک خبری استودیو و تیتراژها با بیننده با غلبه رنگ قرمز بر محیط 

- استفاده از برخی کارشناسان مشهور ایرانی که با صدای آمریکا نیز همکاری دارند

- خبریتر بودن محتوای برنامهها در مقایسه با VOA 

آنچه که عنوان شد شاید به عقیده برخی متخصصان از بدیهیترین ویژگیهای این شبکه تازه تأسیس باشد اما باید گفت برای درک و پیشبینی آنچه در ذهن گردانندگان این شبکه میگذرد، توجه به محتوای اولین برنامهها میتواند بسیار مهم باشد. B.B.C بهتر از صدای آمریکا با برنامه «کوک» ویژه موسیقی ایرانی و غربی، نسل جوان را به عنوان مخاطب برنامههای خود مورد توجه قرار داده و به نظر میرسد برنامهسازان B.B.C فارسی بر تلطیف محتوای برنامههای خبری از موسیقی و سایر عوامل جذاب استفاده میکنند. شاید این شبکه با جمعبندی نقاط قوت و ضعف تمامی شبکههای فارسیزبان به دنبال این باشد که تلفیقی از تمامی جذابیتها را برای جذب مخاطبان ایرانی داخل کشور فراهم آورد

هم زمانی راهاندازی این شبکه با آغاز نبرد میان ارتش اسرائیل و گروه حماس و نحوه پوشش اخبار به زبان فارسی و انتخاب و گزینش اخبار غزه، چالش و فرصت دیگری برای اثبات سوگیری یا بیطرفی خبری این شبکه است که گویا سعی کرده تا حدی بیطرفی خود را ثابت کند

شرکت چند ملیتی (عرب - آمریکایی) M.B.C در تابستاان امسال با راهاندازی شبکه فیلم M.B.C.PERSIA اولین قدم را برای جذب ایرانیان علاقهمند به فیلمهای هالیوودی برداشت و شاید پس از (بیبیسی) فارسی شبکههای مانند (الجزیره یا C.N.N) نیز چنین قدمهایی را بردارند. پس لازم است تا دیر نشده به فکر تغییر محتوای برنامههای سرگرم کننده و خبری باشیم زیرا به نظر میرسد مدیران رسانههای خارج از ایران در حال پر کردن فاصلههای میان مخاطبان ایرانی با رسانههای بومی و ملی هستند

شاید یکی از چالشهای عمده شبکههای خبری فارسی زبان همسطح و همطراز با صدای آمریکا و بیبیسی رقابت بر سر پوشش خبری اخبار ایران یا تأثیرگذاری بر جریانهایی فکری یا افکار عمومی باشد اما در بلند مدت نوعی همصدایی و هماهنگی میان این دو رخ خواهد داد

چالش بعدی اینگونه شبکههای تلویزیونی ماهوارهای نحوه دسترسی به اخبار آن‌هاست. زیرا تمامی مخاطبان ایرانی امکان دریافت امواج ماهوارهای یا تماشای برنامههای این شبکه را ندارند لذا طبقه خاصی از مردم یا اقشار به خصوصی مورد خطاب این شبکهها قرار میگیرند

آنچه در پایان، بیان آن ضروری به نظر میرسد، این است که اتخاذ سیاستهای نوین رسانهای، دوری جستن از خود سانسوری در بیان حقایق، جلوگیری از انسداد خبری و ظرفیتسازی برای توسعه شبکههای تلویزیونی خصوصی شاید یکی از راهبردهای مواجهه با امواج رسانهای فارسی زبان خارج از کشور باشد زیرا براساس اخبار، بودجه شبکه B.B.C فارسی در سال جاری 5 برابر افزایش یافته است و این نشان از تحولات جدیدی در استراتژی این بنگاه سخن پراکنی دارد.

این روز "1+12 "سیزده بدر

روز سيزده نوروز، ايرانيان بنابر سنتي ديرينه به باغ و دشت و صحرا مي‌روند و روز خود را در بيرون از خانه سپري مي‌كنند. سيزده بدر جشن واقعي بهار است. طراوت و سرسبزي به طبيعت بازگشته و طبيعت مردم را به سوي خود مي‌خواند. در سال‌هاي اخير كه بحث‌هاي حفاظت از محيط زيست بيشتر مطرح شده است، سيزده بدر را روز طبيعت نامگذاري كرده‌اند. طبيعتي كه همواره در ايران مورد احترام و ستايش بوده و مردمان اين سرزمين در حفظ و پاكيزگي آن كوشيده بودند. معلوم نيست بهانه بيرون رفتن در چنين روزي چه بوده است؟ آيا بنابر تصور امروزي، براي پرهيز از نحوست سيزده بوده يا دليل وجودي آن، تجليل از زيبايي‌هاي بهارانه طبيعت است؟
به نظر زنده ياد دكتر «مهرداد بهار»، سيزده بدر نمادي از آشوب ازلي است. جشن‌هاي نوروزي در واقع جشن‌هاي پايان يافتن سال گذشته و آغاز سال جديد و سيزدهمين روز نماد آخرين روزهاي سال است.

دوازده روز نوروز تداعي كننده دوازده ماه سال است كه در قديم دوازده ماه سي روزه بوده و پنج روز در پايان سال باقي مي‌مانده كه به آن «پنجه دزديده» مي‌گفتند و به صورت نمادين در سيزدهمين روز نوروز باقي مانده است. اين روز يادآور آشوب ازلي پيش از آفرينش است و از آنجا كه هر گونه بي‌نظمي، نحس به شمار مي‌آيد، اين نحوست دامنگير روز سيزده فروردين نيز شده است و همان طور كه پنجه دزديده مقدس نيست، سيزده بدر هم مقدس نيست. رسم‌هايي نيز كه در اين روز اجرا مي‌شود، به نوعي يادآور همان آشوب ازلي است. زندگي از هنجار روزهاي عادي خارج مي‌شود؛ مردم در خانه‌هاي خود نمي‌مانند تا نحوست اين روز را از خود برانند؛ در اين روز، خانه‌هاي خود را جارو نمي‌زنند (همان پرهيز از نظم)، براي سلامتي و رسيدن به آرزوها سبزه گره مي‌زنند و در برخي شهرها، سيزده نوع تنقلات مي‌خورند. حتي در گذشته، مردم قيد و بندي براي رفتارهاي خود در روز سيزده نمي‌پذيرفتند و با پرخوري‌ها و هوسبازي‌ها و شاد‌خوارگي‌ها نظم و قرار‌هاي اجتماعي را بر هم مي‌زدند و آشوب و آشفتگي‌هايي در روال معمول زندگي خود پديد مي‌آوردند.

زنده ياد دكتر «بهرام فره وشي» ناخجستگي اين روز را ناشي از حوادث بزرگ كيهاني و واقعه‌هاي سهمگين و ناگواري همراه با زمين لرزه و ويراني مي‌داند كه در دوران اساطيري و تاريخي در روز سيزدهم سال نو در جهان رخ داده بود و اين باور را در انديشه مردم به وجود آورده بود كه در هر چند هزار سال يك بار در همين هنگام سال، بلايي آسماني فرا خواهد رسيد. از اين رو، مردم به طور سنتي در هر سال به هنگام روز سيزدهم فروردين ماه منتظر زمين لرزه‌اي سهمگين بوده‌اند و به همين دليل، خان و مان خود را رها مي‌كردند و در اين روز در زير سقف و بام نمي‌ماندند تا اگر زمين لرزه‌اي فرا رسد از آسيب در امان باشند. رفته رفته روز سيزدهم سال و درپي آن عدد سيزده نحس شمرده شد و ترس و وحشتي رواني براي تمام مردم روي زمين پديد آورد.
برخي از پژوهشگران نيز عقيده دارند كه مفهوم ناخجستگي روز سيزده فروردين در نخستين سال رصد زرتشت پديد آمد كه سيزده فروردين با روز سيزدهم ماه قمري همان سال شد گرديد و آفتاب و ماه در مقابل يكديگر قرار گرفتند. منجمان اين روز خاص استثنايي را نحس خواندند و گفتند مردم از خانه‌ها خارج شوند و به صحرا بروند تا نحوست اين روز را در بيابان به در كنند.
دكتر «صادق رضازاده» شفق منشا اين عقيده را يوناني مي‌داند و مي‌گويد: «به موجب عقيده يونانيان قديم، انجمني مركب از خدايان دوازده‌گانه منعقد بود، نفر سيزدهمي وارد مي‌شود و يكي از آنها را مي‌كشد و مجلس را بر هم مي‌زند. از آن زمان عدد سيزده منحوس و بدشگون شد.
دكتر «محمود روح‌الا‌ميني» ضمن تاييد نظر دكتر بهار، عقيده دارد كه سيزده بدر گرچه يادآور آشوب ازلي است اما نحس نيست و نحوست عدد سيزده كه اين چنين در فرهنگ ما ريشه دوانيده است، تفكري مسيحي است. در شام آخر، حضرت عيسي (ع) با دوازده تن از حواريون خود، جمعا سيزده نفر شركت داشتند و سيزدهمين نفر به آنان خيانت كرد كه منجر به مصلوب شدن مسيح شد. اين تفكر چنان در باورهاي مسيحيان جهان رسوخ كرده كه در كشورهاي اروپايي و امريكايي، سيزده نفر بر سر سفره نمي‌نشينند، ساختمان‌ها طبقه سيزدهم و هواپيماها رديف سيزده ندارند. نحسي سيزده در ميان مسلمانان نيز سابقه دارد و از امام صادق (ع) نقل است كه روزهاي سيزدهم در تمام ماه‌ها نحس است.
اما در ايران، ظاهرا قديمي‌ترين منبعي كه به نحوست سيزده اشاره كرده، آثار الباقيه ابوريحان بيروني است كه تنها روز سيزدهم تير ماه را منحوس خوانده است و نه سيزده بدر را. به هر حال، باور نحس بودن سيزده و سيزده بدر چه ريشه ايراني داشته باشد و چه بيگانه، باوري است كه در طول زمان به وجود آمده و اكنون چنان در باورهاي مردمي رسوخ كرده كه يك شبه هم از بين نخواهد رفت. شايد لزومي هم به اين كار نباشد. چون باوري نيست كه لطمه آفرين باشد و گردش سيزده بدر فارغ از نحوست آن، پيوند با طبيعت، جمع شدن خانواده به دور هم و تفريح و سرگرمي را به همراه دارد و در يك كلمه نشاط بخش است.


درباره منشا جشن سيزده نوروز نظرها و عقايد گوناگوني ابراز كرده‌اند. «علي بلوكباشي» مي‌گويد: «در دين مزديسنا روز سيزده هر ماه به «تير»، ايزد باران، متعلق دارد و به نام او خوانده و مقدس شمرده مي‌شود. در زمان‌هاي قديم، ايرانيان ايزد باران را در روزهاي سيزده هر ماه، به ويژه سيزده تير ماه، نيايش مي‌كردند و مناسك دعا به جا مي‌آوردند تا باران ببارد و سبزه و گياه برويد و نعمت‌هاي روي زمين افزون شود و زندگي، تازگي و شادابي بيابد.» «ذبيح بهروز» اين جشن را جشني كهن و آريايي مي‌داند و روز سيزده نخستين نوروز را سال مبدا گاهشماري ايراني شمرده است.» زنده ياد بهرام فره‌وشي روز سيزده را تمثيلي از هزاره سيزده عمر جهان مي‌داند و احتمال مي‌دهد كه جشن سيزده نوروز برگرفته از اعتقاد هند و اروپايي باشد. در اساطير ايراني، عمر جهان هستي 12 هزار سال است و پس از اين دوره، با ظهور سوشيانت، آخرين نيروي اهريمني از ميان مي‌رود و آدميان به جايگاه ابدي خويش به عالم مينو باز مي‌گردند. روز سيزدهم تمثيلي از هزاره سيزدهم است كه آغاز رهايش از جهان مادي و روز بازگشت ارواح به مينو و روز بزرگ رامش كيهاني است. دكتر فره وشي در توجيهي ديگر مراسم سيزده نوروز را روز ويژه طلب باران براي كشتزارهاي نودميده در دوران‌هاي كهن نيز ذكر كرده است كه با جشن و نثاري براي تيشتر، ايزد باران، همراه بوده است.

 منابع:
بلوكباشي، علي؛ نوروز، جشن نوزايي آفرينش، از ايران چه مي‌دانم؟ / 7، دفتر پژوهش‌هاي فرهنگي، 1380. بهار، مهرداد؛ از اسطوره تا تاريخ، تهران: نشر چشمه، 1376.
روح الاميني، محمود؛ در گستره فرهنگ، تهران: انتشارات اطلاعات، 1383.

پت و مت رو خیلی ها دوست دارن

کارتون پت و مت 

این انیمیشن دو کاراکتر را نمایش می‌دهد که دچار مشکلات بوجود‌آمده توسط خود می‌شوند و سعی در تصحیح اشتباهات با استفاده از تمامی وسایل ممکن و غیر‌ممکن و خرده‌ریز می‌کنند که نتیجتأ مشکلات جدیدی بوجود می‌آید. نهایتأ هر دو اقدام به حل مشکل با روشهایی عجیب و غریب می‌کنند.

نکتهٔ خنده‌دار این مجموعه جایی‌ می‌باشد که علاوه بر خنده‌دار بودن نمایش ٬ دیدگاهی خوش‌بینانه نسبت به زندگی را ارائه می‌دهد. این دو شخصیت رویایی هرگز با بوجود‌آمدن مشکلات جدید دلسرد نمی‌شوند و مشکل را با روشهای تخیلی و نامتعارف حل‌می‌کنند.

این مجموعه همینطور به خاطر موسیقی زیبایش که توسط پیتر اسکومال ساخته‌شده‌است خاطره‌انگیز می‌باشد.

پت (چپ, لباس زرد) و مت (راست, لباس قرمز)

تاریخچه

این دو کاراکتر نخست در سال ۱۹۷۶ میلادی در فیلم کوتاهی به‌نام Kuťáci (در انگلیسی The Tinkers) ظاهر شدند. بعدأ ٬ این دو در فیلم‌های کوتاه بیشتری ظاهر‌شدند و سریالهای تلویزیونی خود را به نام ... a je to (به انگلیسی ... And that's it) ساختند. این دو شخصیت در سال ۱۹۸۹ میلادی پت و مت نامیده‌شدند و این برنامه نیز به نام آنان نامیده‌شد.

این مجموعه کم‌کم بین تمامی گروه‌های سنی محبوب‌شد. هرچندکه در چکسلواکی سابق ٬ ۳۵ قسمت اولیه این مجموعه تنها برای کودکان در فرمت‌های ۷ دقیقه‌ای تولید‌شده‌بود.

این مجموعه در سراسر دنیا محبوب‌گشت و کشور‌های سوئد ٬ لهستان ٬ یوگوسلاوی ٬ ایسلند ٬ آلمان ٬ سوئیس ٬ برزیل ٬ فنلاند ٬ هلند ٬ کرواسی ٬ نروژ ٬ ایران ٬ مجارستان و چند کشور دیگر آن را نمایش‌دادند.

در سال 1993میلادی ٬ درزمانیکه چکسلواکی به چک و اسلواکی تقسیم شد ٬ لوبومیر بنس (Lubomír Beneš) -که درسال ۱۹۹۵ فوت‌کرد- استودیوی خود را به نام AIF Studio در پراگ (تولید) و زوریخ (بازاریابی ٬ فروش) افتتاح‌کرد و با تیم جدید خود ۱۴ قسمت دیگر از این مجموعه را تولید و تمامی ۴۹ قسمت را راهی بازارهای جهانی کرد.

تعقیب کنندگان

در سال ۲۰۰۵ میلادی ٬ ۷۸ قسمت بطورکلی با استفاده از ایده‌های تیم جدید ساخته‌شد. در بین تیم جدید تولیدی مارک بنس Marek Beneš پسر لوبومیر بنس Lubomír Beneš نیز حضور‌داشت.

در ایران این سریال همینه نامیده‌می‌شود و هم سریال و هم موسیقی آن بسیار محبوب می‌باشند.